۱۴۰۵ ۰۲ ۰۷
۰ دیدگاه
5 دقیقه
نویسنده: mobina peykani
مطالب مرتبط
این مطلب تگ ندارد.
مطلب مفیدی بود
چاپ مطلب
اشتراک گذاری مطلب
بیشتر تحلیلها وقتی از تنش نظامی ایران و آمریکا حرف میزنند، از نفت شروع میکنند.
اما اگر داخل صنعت فولاد باشید، اولین نگرانی چیز دیگری است:
درگیری نظامی فقط یک مسئله ژئوپلیتیک نیست. برای صنعت فولاد، یعنی بازآرایی ناگهانی زنجیره تأمین، تغییر رفتار خریداران، و جابهجایی عجیب در الگوی تقاضا. بعضی بخشها تقریباً منجمد میشوند، بعضی دیگر ناگهان استراتژیک و کمیاب.
در این مقاله میخواهیم دقیق بررسی کنیم حالا که تنش به سطح درگیری جدی رسیده است، دقیقاً چه اتفاقی در لایههای پنهان صنعت فولاد مخصوصاً فولاد آلیاژی رخ میدهد.
ایران بخش عمده فولاد خود را با روش احیای مستقیم تولید میکند. این یعنی وابستگی بالا به گاز طبیعی. در شرایط تنش نظامی، حتی اختلالهای محدود در زیرساخت انرژی میتواند تولید آهن اسفنجی را کاهش دهد.
اما نکتهای که کمتر گفته میشود این است:
مشکل فقط تولید نیست؛ مشکل دسترسی است.
همه اینها باعث میشود حتی اگر فولاد تولید شود، انتقال آن به مشتری داخلی یا خارجی با تأخیر و هزینه بیشتر انجام شود. در این مرحله بازار وارد فاز «عدم قطعیت عملیاتی» میشود؛ جایی که کارخانه نمیداند هفته بعد مواد اولیهاش میرسد یا نه.
در شرایط جنگی یا تنش شدید، سرمایهگذاری ساختمانی کاهش پیدا میکند. پروژههای جدید متوقف میشوند و پروژههای نیمهتمام کند میشوند. این یعنی:
بسیاری تصور میکنند این یعنی کل صنعت فولاد وارد رکود میشود. اما واقعیت اینطور نیست. بازار فولاد در چنین شرایطی «دو قطبی» میشود؛ این قطبها شامل افرادی میشود که فولاد را میخرند و دپو میکنند و در مقابل افرادی که نقدینگی خود را حفظ میکنند و خرید نمیکنند.

در حالی که بخش ساختمان آرام میشود، صنایع دیگر وارد فاز فعالیت فشرده میشوند:
این بخشها به فولادهای معمولی نیاز ندارند؛ بلکه به فولادهای آلیاژی با مقاومت بالا نیاز دارند. گریدهایی که دارای عناصر آلیاژی مانند کروم، نیکل و مولیبدن هستند و در شرایط فشار، دما و تنش بالا عملکرد پایدار دارند.
گریدهایی مثل 4140، 4340 و فولادهای ابزار در چنین شرایطی ناگهان به محصولات استراتژیک تبدیل میشوند. اینجاست که بازار دچار یک پدیده جالب میشود:
افزایش تقاضا همزمان با محدودیت عرضه.
در بحران، تحلیلهای اقتصادی جای خود را به تصمیمهای فوری میدهند. مدیر خرید دیگر فقط به قیمت نگاه نمیکند؛ به این فکر میکند که:
در این شرایط پدیدهای به نام «خرید پیشگیرانه» اتفاق میافتد. شرکتها شروع به ذخیرهسازی میکنند. همین رفتار باعث ایجاد حباب قیمتی کوتاهمدت در فولادهای خاص میشود.
گاهی حتی قراردادهای بلندمدت هم تضمین کافی نیستند. اولویت تحویل ممکن است به مشتریان استراتژیکتر داده شود. این همان بخشی است که در گزارشهای عمومی کمتر به آن پرداخته میشود.
در شرایط کمبود فولاد آلیاژی، برخی کارخانهها تلاش میکنند گرید جایگزین استفاده کنند. اما این کار همیشه ساده نیست. جایگزینی یک فولاد آلیاژی با گرید پایینتر ممکن است:
به همین دلیل صنایع حساس معمولاً ترجیح میدهند حتی با قیمت بالاتر، همان گرید استاندارد را تهیه کنند.

شاید تصور شود این موضوع فقط به کارخانهها مربوط است، اما اثر آن به زندگی روزمره مردم هم میرسد.
فولاد در قلب بسیاری از کالاهای مصرفی قرار دارد. هر نوسان در این صنعت، دیر یا زود به بازار مصرف منتقل میشود.
در بحران، ارزانترین گزینه همیشه بهترین گزینه نیست. آنچه اهمیت پیدا میکند، «امنیت تأمین» است.
تجربه بازار نشان داده مجموعههایی که در حوزه فولادهای آلیاژی تمرکز تخصصی دارند و شبکه تأمین متنوع و شناخت دقیق از گریدهای صنعتی دارند، در چنین شرایطی نقش حیاتیتری ایفا میکنند. مجموعههایی مانند میهن فولاد که تمرکز آنها بر تأمین فولاد آلیاژی و پاسخ سریع به نیاز صنایع است، معمولاً در دورههای پرریسک ثبات بیشتری برای مشتریان خود ایجاد میکنند.
در این فضا، تأمینکننده صرفاً فروشنده نیست؛ بخشی از استراتژی بقاست.
۰نظر ارسال شده است
نظر خود را در مورد مطلب پشتپرده تأثیر تنش ایران و آمریکا بر بازار فولاد بنویسید
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به گروه میهن فولاد است